ظاهراً او بيش از گنجينه‌ٴ واژگان مقدماتي اسلامي عربي نمي‌دانست‌، ولي در زبان‌هاي‌ فارسي‌، تركي و مغولي اطلاعاتي داشت‌. احتمالاً بي‌سواد بود، ولي براي مردي به هوشمندي او اين چندان اهميتي نداشت و هميشه مي‌توانست از خدمات خوانندگان و نويسندگاني برخوردار شود. بسياري كتاب‌هاي تاريخي را برايش مي‌خواندند و گفته مي‌شود اغلب مي‌توانست غفلت‌ يا اشتباه كتاب‌خوان را يادآور شود.
وي به اهل فضل‌، فقها، اخترگويان و پزشكان احترام مي‌گذاشت‌، ولي براي بازيگران و شاعران چندان ارزشي قايل نبود.
شطرنج‌باز ماهري بود و هميشه شطرنج بزرگ (شطرنج كبير) بازي مي‌كرد كه داراي 110 خانه (به جاي 64) خانه بود و مهره‌هاي بيشتري داشت‌، از قبيل شتر، زرافه و غيره‌! نام شاهرخ و شهر شاهرخيه بر سيحون از اصطلاحات شطرنج گرفته شده است‌. هنگام تولد شاهرخ او مشغول قلعه‌رفتن در بازي شطرنج بود و آن شهر را هم به‌نام شاهرخ ساخته است‌. در دربار او شطرنج‌بازان ماهري بودند، كه معروف‌ترينشان علأالدين تبريزي (يا علي شطرنجي‌) نام داشت‌، كه رساله‌اي در اين باب نوشت‌. مسئله‌اي در شطرنج به تيمور منسوب است‌. بالاخره علاقه به‌ شطرنج به‌صورت يكي از علايق تيمور و امراي گوركاني درآمد. اين اطلاعات از كتاب ابن‌عربشاه‌ و بيشتر از فصل آخر آن اقتباس شده است‌. همين كتاب حاوي شرحي در باب شطرنج بزرگ يا شطرنج تيموري و ساير اقسام اين بازي است‌.1
برخلاف چنگيز كه بت‌پرست باقي ماند، تيمور مسلمان بود و نشانه‌هايي از علايق و عبادات اسلامي خويش نشان داده است‌. مثلاً هوادار درويشان فرقه‌ٴ نقشبندي بود (در اين‌باره ¿ فصل پانزدهم‌). ولي مي‌توان تصور كرد كه ايمان ديني او نه چندان عميق بوده و نه والا، بلكه‌ بيشتر در حد خرافات بوده است‌. شايد او در مورد مسلمانان اندكي كمتر از مسيحيان‌، بي‌رحم‌ بود؛ ولي عقيده‌ٴ ديني او ديو درونش را مهار نمي‌توانست بكند. اگر از نظر قضايي به اعمالش‌ بنگريم‌، او بيشتر از قوانين چنگيز پيروي كرد تا پيامبر اسلام‌.
براي تكميل اين مطلب بايد گفت شعار تيمور ((راستي رَستي‌)) (صدق مايه‌ٴ نجات است‌) بود و نقش ((مُهرش‌)) سه حلقه‌ٴ به‌صورت مثلث بود، مانند حلقه‌هاي سه گانه‌ٴ خاندان مديچي‌! .
3. ويرانگري‌هاي تيمور. ويراني شرق اسلامي كه به‌دست چنگيزخان در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌ آغاز شده بود، يك قرن و نيم بعد به‌دست تيمور كامل شد. در اين اثنا، صدمات زيادي توسط ايلخانان ايران به آن وارد شده بود. مثلاً، هلاكو در سال 1258م بغداد را گرفت و تاراج و ويران‌ كرد، هرچند آن را به اندازه‌ٴ شهرهاي ديگر دستخوش خرابي نساخت‌؛ تيمور در سال 1401م اين


1. كتاب ابن‌عربشاه به نام زندگي شگفت‌آور تيمور به فارسي ترجمه و منتشر شده است‌. ــ م‌.